اگه يك آرايشگر اشتباه کنه
اون ميشه يك مدل سر جديد
اگه يك راننده اشتباه کنه
اون ميشه يك راه جديد
اگه يك آرايشگر اشتباه کنه
اون ميشه يك مدل سر جديد
اگه يك راننده اشتباه کنه
اون ميشه يك راه جديد
اگه يك مهندس اشتباه کنه
اون ميشه يك شركت جديد
اگه والدين اشتباه كنند
اون ميشه يك نسل جديد
اگه يك سياستمدار اشتباه کنه
اون ميشه يك قانون جديد
اگه دانشمند اشتباه کنه
اون ميشه اختراع جديد
اگه خياط اشتباه کنه
اون ميشه مد جديد
اگه معلم اشتباه کنه
اون ميشه نظريه جديد
اگه رئيس اشتباه کنه
اون ميشه ايده جديد
اگه يك كارمند اشتباه کنه
اون ميشه فقط اشتباه
اگه یک نتورکر اشتباه کنه چی؟
توی نظرات میتونی بگی
از R3 چه خبر؟ انجامش می دی؟
Neha & Gautam Kapur، هندوستان
این تجارت متفاوتی است. من و همسرم پس از سالها که می خواستیم تجارت کوچک خود را سامانی بدهیم زمانی با QuestNet آشنا شدیم که چند نفر از دوستانمان ما را دعوت کردند که در یک جلسه فرصت تجاری محلی شرکت کنیم. امروز هر دوی ما این تجارت را با علاقه دنبال می کنیم. پاداش ما زمان، پول و استقلال زندگی همانطور که می خواستیم بوده است.
Menkah Mburu، کنیا
Tri Agus Hari Cahyo، اندونزی
Khadeja Al Walid، امارات متحده عربی
به آرامی آغاز به مردن می کنی …
اگر سفر نکنی،
اگر چيزی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی…
زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن میکنی…
اگر برده عادات خود شوی،
اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی...
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی …
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تندترمی کنند،
دوری کنی ...
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی ...
اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی که
حداقل یکبار در تمام زندگیت
ورای مصلحت اندیشی بروی....
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری بکن!
نگذار که به آرامی بمیری ...
شادی را فراموش نکن!
مفهوم اهرم درهر گونه فعالیت تجاری حائز اهمیت است . دو اهرم بسیار معروف ، زمان و پول است . هر شخص یا تشکلی به لحاظ زمان و پول دارای محدودیت است . بنابراین ضروری است که از اهرم وقت و پول دیگر افراد استفاده کرد .
به گفته و.کلمنت استون ، " بهترین پولی که در یک تجارت می شود از آن استفاده کرد OPM (پول سایر افراد Other People’s Money) است.
در NM می توانیم اهرمهای زیر را نیز به خدمت بگیریم :
وقت سایر افراد ( Other Peoples Time )
استعداد سایر افراد ( Other People Talent )
مهارتهای سایر افراد ( Other Peoples Techniques )
انرژی سایر افراد ( Other Peoples Energy )
تحصیلات سایر افراد ( Other Peoples Education )
اشتیاق سایر افراد ( Other Peoples Enthusiasm )
با تشکر از Lotus
از R3 چه خبر؟ انجامش می دی؟
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید .
"نورمن وینست پیل"
با سپاس از ISB aaBaay
از R3 چه خبر؟ انجامش می دی؟
قابل توجه همه نتورکر های فعال در ترکیه :
برنامه آموزشی ۱ روزه NSS در شهر آدانا در ترکیه توسط لیدرهای ترکیه برگزار خواهد شد .
زمان : ۹ دسامبر ۲۰۰۷ )یکشنبه ۱۸ آذر (
مکان : هتل kurkukopru Adana/ Turkiye surmeli
::Adana,Turkey
Networking Seminar Series Quest.net all over Turkey
9 Dec 2007 ,10 AM
Speakers:
Turkish Leaders of Quest.net
Venue:
kurkukopru Adana/ Turkiye surmeli hotel / Adana
Fee:
15YTL
Contact person tel: +905065457716
V-Ankara
QPersian
به امید موفقیت تمامی نتورکر های ترکیه
چرا مرغ از خيابان رد شد؟
ارسطو: طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
مارکس: مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخی اجتنابناپذير بود.
رياضيدان: مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعی عدم اطمينان جنسی دچار هستيد. آيا در بچگی شصت خود را ميمکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را برای اين توانمندی رد شدن از خيابان انتخاب کرده است
همينگوی: برای مردن. در زير باران.
اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبی است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغدانی ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغی صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوی خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.
شيرين عبادی: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است. در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسی را فراری نميدهد.
روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک برای مرغ، و يک قدم بزرگ برای مرغها.
حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.
سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم.
طرفدار داستانهای علمی - تخيلی: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را نديديد؟
سعدی: و مرغی را شنيدم که در آن سوی خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردی آسيابان بود. وی را گفتم: از چه رو تعجيل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم.
احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشههای ذهن خويش، ميجويم. من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوی خيابان. و من، تهی هستم، از گلايههای دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفی ميکنی.
پدرخوانده: جای دوری نميتواند برود.
فروغ فرخزاد: از خيابانهای کودکی من، هيچ مرغی رد نشد.
ماکياولی: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتی ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده.
نتیجه اینکه
یه نتورکر باید مثه یه بچه باشه!